بخشش مردی که دشمن همسرش را به قتل رساند


مردی که به‌ خاطر تأمین قیمت‌های درمان سگ همسرش مرتکب قتل شده بود، از سوی اولیای‌ دم بخشیده شد و به لحاظ جنبه عمومی جسم پای میز محاکمه رفت. او از قضات دادگاه درخواست بخشش کرد

قتل به‌ خاطر تأمین قیمت‌های درمان سگ همسر

به منبع خبرنگار ما، این مرد پیش‌ از‌ این، محاکمه و به قصاص محکوم شده بود؛ اما بعد از اجرای حکم و در‌حالی‌که همه‌ چیز برای انجام قصاص آماده بود، توانست به جلب رضایت اولیای‌ دم شد و با منتفی‌ شدن قصاص این‌ بار به‌ لحاظ جنبه عمومی جسم قتل در دادگاه کیفری منطقه تهران پای میز محاکمه رفت و بار دیگر از خودش دفاع کرد.

آن‌ طور‌که در پرونده آمده است، متهم برای اینکه قیمت درمان پای شکسته سگ همسرش را نداشت، از یک زن که دشمن همسرش بود، کلاهبرداری کرد و در‌ نهایت او را به قتل رساند.

در یکی از آخرین روزهای اسفند سال ۹۵ شهروندانی که از اتوبان حکیم عبور می‌ کردند، به پلیس خبر دادند جسد زنی در فضای سبز کنار اتوبان افتاده است. با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد جسد متعلق به زنی حدودا ۳۰‌ساله است که با ضربات متعدد جسم بران به قتل رسیده است. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران در اولین مرحله از تحقیقات خود متوجه شدند مقتول زنی به اسم ترانه است که در خانواده متمولی زندگی می‌کرده است.

همچنین مشخص شد پدر ترانه بعد از پیداشدن جسد خبر مفقود شدن دخترش را اعلام کرده بود. در تحقیق از خانواده ترانه، مشخص شد این زن چندی پیش از‌ طریق شبکه‌ های مجازی با جوانی به اسم سینا آشنا شده بود و با وجود مخالف خانواده‌اش در مرداد ۹۵ با او ازدواج کرد؛ اما پس از گذشت مدت کوتاهی مشخص شد سینا او را فریب داده و بر‌خلاف ادعاهای اولیه‌ اش، حدود یک سال پیش با دختر دیگری ازدواج کرده و متأهل بوده است.

بنا بر اظهارات خانواده مقتول، با وجود متارکه ترانه و سینا، ترانه بعد از مدتی کوتاه قصد گرفت دوباره با سینا آشتی کند و به همین علت از یکی از دوستان خود به اسم سحر و همسرش، سهیل، درخواست میانجیگری کرده بود. با شناسایی سحر ۳۶‌ ساله و سهیل ۲۵‌ ساله، تحقیقات از آنها در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران کوچولو قرار گرفت.

کارآگاهان اطلاع پیدا کردند سهیل پس از پایان ناموفق مسئله میانجیگری، به ترانه گفته بود دعانویسی را می‌ شناسد که می‌ تواند در مدت ۲۹ شب زندگی او را سروسامان ببخشد. مرد جوان به این بهانه مبلغ دو میلیون تومن از ترانه پول گرفتن کرد، اما با پایان مدت ۲۹ شب مورد ادعایش، هیچ اتفاق خاصی رخ نداد و ترانه مطالبه پول پرداختی خود را کرده بود؛ اما از آن‌ هنگام، سهیل به بهانه‌های مختلف زمان دیگری را برای پس‌ دادن پول ترانه مقرر می‌کرد تا اینکه در نهایت زن جوان ناپدید و سپس جسدش کاشف شد.

با توجه به دلایل و مدارک به‌ دست‌آمده، تحقیقات پلیسی از سهیل در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. سهیل که حدودا یک ماه از ازدواجش می‌گذشت، در اظهارات اولیه منکر هرگونه گرفتن پول از ترانه شد؛ اما در تمدید و با توجه به ارائه مدارک انکار‌ناپذیر از‌ سوی کارآگاهان به‌ ناچار به گرفتن پول از ترانه اعتراف کرد

و در این زمینه به افسران جنایی گفت: من شغل و درآمد مشخصی ندارم و از زمان ازدواج با سحر در خانه او زندگی می‌کنم. چندی پیش سگ همسرم از ناحیه پا دچار شکستگی شد و من قصد به درمانش گرفتم، اما پول درمان سگ را نداشتم؛ به همین علت به دروغ مسئله دعانویس را با ترانه مطرح کردم تا بتوانم قیمت درمان سگ همسرم را تهیه کنم؛ اما من ترانه را به قتل نرساندم.

در شرایطی که سهیل منکر ارتکاب جنایت و قتل ترانه شده بود، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در بازرسی از محل سکونت او در خیابان ستارخان توانست به کاشف مدارک شناسایی متعلق به ترانه شدند. سهیل که دیگر چاره‌ ای جز بیان حقیقت نداشت، در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: ترانه دائما من را تهدید می‌کرد که اگر پولش را بازنگردانم، مسئله را به سحر خواهد گفت. با ترانه قرار گذاشتم؛ من از او درخواست فرصت کردم، اما ترانه پذیرفتن نکرد و نهایتا با هم درگیر شدیم. او را به داخل شمشادها هل دادم و سپس چند ضربه چاقو به شانه چپش زدم. در تمدید ضربات زیاد دیگری به پهلو و شکم او وارد کردم. سپس کیفش را که محتویات آن ۲۵۰ هزار تومن پول، عابربانک، مدارک شناسایی و… بود، برداشتم و چاقو را نیز در داخل شمشادها پنهان کردم.

پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه ۵ دادگاه کیفری منطقه تهران رفت و متهم در این شعبه محاکمه شد. او با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد. او همچنین به خاطر سرقت‌هایش به سه سال حبس و شلاق هم محکوم شد و رأی صادره مورد تأیید دیوان عالی کانتری قرار گرفت؛ اما در‌نهایت و بعد از اجرای حکم اولیای‌دم اعلام کردند از قصاص گذشت می‌کنند.

با گذشت اولیای‌دم متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت. او خطاب به قضات گفت: من سه سال است در زندان به سر می‌برم و روزهای سختی را گذرانده‌ام. زیر خنجر اعدام بودم و افسردگی شدید گرفته بودم. درخواست دارم با توجه به گذشت اولیای‌دم، من را ببخشید. من از سر نداری و شکسته‌شدن غرورم این کار را کردم. خانواده‌ام برای نجات جان من خیلی قیمت کردند و من درخواست دارم با توجه به وضعیتی که گرفتارش شده‌ام و مشکلات خانوادگی که برایم ایجاد شده، من را ببخشید. قضات با پایان جلسه دادگاه برای قصد‌گیری در این زمینه وارد شور شدند.

گردآوری: تیم خبر پی اچ پی لرنینگ
phplearning.ir/news
منبع: روزنامه شرق